بی تو...

اون که نخواست پیشم باشی خودش باید

صبرم بده

خدا گرفتی عشقمو جواب قلبمو بده

عکس عاشقانه

نوشته شده در ۱۳۸۸/٢/٢۳ساعت ۳:٤٢ ‎ب.ظ توسط ناهید نظرات () |

خداوندا نمی دانم
در این دنیای وانفسا
کدامین تکیه گه را تکیه گاه خویشتن سازم
نمیدانم
نمی دانم خداوندا.
در این وادی که عالم سر خوش است و دلخوش است و جای خوش دارد.
کدامین حالت و حال و دل عالم نصیب خویشتن سازم
نمی دانم خداوندا
به جان لاله های پاک و والایت نمی دانم
دگر سیرم خداوندا.
دگر گیجم خداوندا
خداوندا تو راهم ده.
پناهم ده .
امیدم خداوندا .
که دیگر نا امیدم من و میدانم که نومیدی ز درگاهت گناهی بس ستمبار است و لیکن من نمیدانم
دگر پایان پایانم.
همیشه بغض پنهانی گلویم را حسابی در نظر دارد و می دانم که آخر بغض پنهانم مرا بی جان و تن سازد.
چرا پنهان کنم در دل؟
چرا با کس نمی گویم؟
چرا با من نمی گویند یاران رمز رهگشایی را؟
همه یاران به فکر خویش و در خویشند. گهی پشت و گهی پیشند
ولی در انزوای این دل تنها . چرا یاری ندارم من . که دردم را فرو ریزد
دگر هنگامه ی ترکیدن این درد پنهان است
خداوندا نمی دانم
نمی دانم
و نتوانم به کس گویم
فقط می سوزم و می سازم و با درد پنهانی بسی من خون دل دارم. دلی بی آب و گل دارم
به پو چی ها رسیدم من
به بی دردی رسیدم من
به این دوران نامردی رسیدم من
نمیدانم
نمی گویم
نمی جویم نمی پرسم
نمی گویند
نمی جوند
جوابی را نمی دانم
سوالی را نمی پرسند و از غمها نمی گویند
چرا من غرق در هیچم؟
چرا بیگانه از خویشم؟
خداوندا رهایی ده
کللام آشنایی ده
خدایا آشنایم ده
خداوندا پناهم ده
امیدم ده
خدایا یا بترکان این غم دل را
و یا در هم شکن این سد راهم را
که دیگر خسته از خویشم
که دیگر بی پس و پیشم
فقط از ترس تنهایی
هر از گاهی چو درویشم
و صوتی زیر لب دارم
وبا خود می کنم نجوای پنهانی
که شاید گیرم آرامش
ولی آن هم علاجی نیست
و درمانم فقط درمان بی دردیست
و آن هم دست پاک ذات پاکت را نیازی جاودانش هست

عشق ناب

*عشق غالباً یک نوع عذاب است ، اما محروم بودن از آن مرگ است

*من دلم تنگ کسیست که به دلتنگی من می خندد

باور عشق برایش سخت است ...

ای خدا باز به یاری نسیم سحری

می شود آیا باز دل به دل نازک من بربندد ...

 

گفتی کمی از آشنایی بگویم با تو !! که بدانی کیست این آدم ... این آدم **همان آدمیست که در بهشت سیب را خورد ... ساعت را ببین زمان زیادی گذشته از آن روز ها ... شمع را فوت کردی که تاریک شود ... نبینم !! می گما !!! در هزاره سوم سیب را حوا خورد ... این سیب سبز به آن سیب سرخ در ...

*تو را هیچگاه نمی توانم از زندگی ام پاک کنم چون تو پاک هستی می توانم تو را خط خطی کنم که آن وقت در زندان خط هایم برای همیشه ماندگار میشوی و وقتی که نیستی بی رنگی روزهایم را با مداد رنگی های یادت رنگ می زنم

  

 

 

 

نوشته شده در ۱۳۸۸/٢/٢٢ساعت ۱٢:٤٠ ‎ب.ظ توسط ناهید نظرات () |

وای باران باران

                      شیشه پنجره را باران شست

از دل من

                    چه کسی نقش تو را خواهد شست

آسمان سربی رنگ

                     من درون قفس سرد اتاقم دل تنگ

می پرد مرغ نگاهم تا دور

وای باران باران

 پر مرغان نگاهم را شست

نوشته شده در ۱۳۸۸/٢/۱٩ساعت ٢:۳٥ ‎ب.ظ توسط ناهید نظرات () |

هر چی آرزوی خوب مال تو

هرچی که خاطره داریم مال من

اون روزای عاشقونه مال تو

این شبای بی قراری مال من

منم و حسرت با تو ما شدن

توی و بدون من رها شدن

آخر قربت دنیا است مگه نه

اول دو راهی آشنا شدن       

نوشته شده در ۱۳۸۸/٢/۱٩ساعت ٢:٢٠ ‎ب.ظ توسط ناهید نظرات () |

سزاوار

 

سزاواری اگه با تو / توی این قصه بد کردم

چقد خوشحالم از اینکه / گل عشقو لگد کردم

 

تو از اون لحظۀ اول / فقط فکر خطا بودی

همیشه اشتبا کردی / همیشه بی وفا بودی

 

دروغایی که می گفتی / تن دنیارو می لرزوند

فقط آیینه بود هر شب / تو چشمام قصه رو می خوند

 

دل زود باور عاشق / نباید از تو بت می ساخت

نباید باورت می کرد / نباید عمرشو می باخت

 

سزاواری اگه امروز / تو غمگینی و من شادم

حالا تو بندۀ عشقی / ولی من دیگه آزادم

 

از آلبوم : هفته ی عاشقی 

 

ترانه سرا : مریم اسدی 

خواننده و آهنگساز: روزبه نعمت اللهی

نوشته شده در ۱۳۸۸/٢/٦ساعت ۱٠:٥۳ ‎ق.ظ توسط ناهید نظرات () |

به گل گفتم: "عشق چیست؟" گفت: "از من خوشگل تر است..."


به پروانه گفتم: "عشق چیست؟" گفت: "از من زیبا تر است..."


به شمع گفتم: "عشق چیست؟" گفت: "از من سوزان تر است..."


به عشق گفتم: "آخر تو چیستی؟" گفت: "نگاهی بیش نیستم

قانون جدائــی...

 

    اگه قانــون جدائــی رو رعایت می کـنی...

    واسه اینه که داری به دوریم عادت می کنی...

    ...............................

    مگه می شه تورو داشت و دل به دیگری سپرد؟

    مگه می شه بی تو موندو روزی صددفه نمرد؟

    بعــد تو ترانه هامم دیگــه خوندن ندارن

    همه خاکسترین...حال سوزوندن ندارن...

    رفتی و روز و شبم دوباره رنگ غم گرفت...

    روزگار مثل همیشه....عشقمو ازم گرفت

    .................................

    شب بی تو شب درده...شب گریهء یه مرده

    چه جوری بگم که دنیا بی تو با دلم چه کرده؟

    اگه از یاد تو رفتم اگه زندگیمو باختم

    با خیال داشتن تو اگه سوختم اگه ساختم

    بی تو اما اسم عشقو روی لبهام نیاوردم

    دیدی آخر وقت گریه شونه هاتُ کم آوردم...؟

    حالا دیگه از تو حتی یه نشونه هم ندارم

    واسه راضی کردن دل یه بهونه هم ندارم.......

 

دنیارو دیگه می ذارم و می رم             می گذرم از همهء خوب وبدش

 

عشقمو می سپرمش دست شما               به شما آدمای نا بلدش

دنیارو دیگه می ذارم و می رم               اینه تقدیر تموم عاشقا

یه روزی تنها میان،تنها میرن                 تنهای تنها ،درست مثل خدا

کاشکی عشق من و تو یه قصه بود           اونجا عاشقا همیشه بی کسن

اما می دونن آخرش بهم                        تو یه دنیای دیگه باز می رسن

دنیارو دیگه می ذارم و می رم                نه، دیگه طاقت موندن ندارم

این یه واقعیته ،قصه که نیست                 پس دیگه ازم نخواه کم نیارم

واسه آدمایی که من میشناسم                   عاشقی چه حرف خنده داریه...

حتی من حس می کنم تو هم دیگه              موندنت کنار من اجباریه

من و تو دیگه به هم نمی رسیم                 تو نخواستی، این یه واقعیته

باز ادای عاشقا رو در نیار!                    عاشقم نبودی،این حقیقته

نوشته شده در ۱۳۸۸/٢/٦ساعت ۱٠:۱۳ ‎ق.ظ توسط ناهید نظرات () |

و نوشت:
(هنوز اندوه عشق را به یاد دارم
دلم می تپد برای آبی ترین لحظه ها)
باورش کردم
شبیه کوچ پرستو ها
و امروز...
تمام خودم را گشتم اما
عبور باران تنها
او را به جای گذاشته بود  

♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

یک بار برای دیدن دریا قدم به ساحل گذاشتی...

 اما امواج دریا هزاران بار برای بوسیدن قدمگاهت

 تا روی ساحل پیش آمدند.

 دلم برات تنگ میشه اما هزاران بار بر قدمگاهت بوسه میزنم

♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥



هرگز نشو مدیون احساس کسی تا نگردد رایگان مهرت گروگان کسی

کاش در کتاب قطور زندگی سطری باشیم ماندنی نه
حاشیه ای از یاد رفتنی

شیشه دل را شکستن احتیاج سنگ نیست این شقایق با نگاهی سرد پرپر می شود .

 

خداوندا :

 تقدیرم را زیبا بنویس .

کمک کن آنچه را تو زود می خواهی من دیرنخواهم

و آنچه را تو دیرخواهی من زود نخواهم

اما چه رنجی است لذت ها را تنها بردن

و چه زشت است زیبایی ها را تنها دیدین

 و چه بدبختی آزار دهنده ای است تنها خوشبخت بودن

در بهشت تنها بودن سخت از کویر است .

 

 

نوشته شده در ۱۳۸۸/٢/٦ساعت ٩:٤۱ ‎ق.ظ توسط ناهید نظرات () |


قالب وبلاگ : قالب وبلاگ