بی تو...

زندگی با همه وسعت خویش محمل ساکت بودن و غم خوردن نیست .

حاصلش تن به قضا دادن و پژمردن نیست

زندگی رفتن و راهی شدن است

زندگی جنبش راهی شدن است

از تو آغاز وجود

تا جایی که خدا می داند ....

 

 آری آغاز دوست داشتن است

                                    گرچه پایان راه ناپبدا است .....                                  

 

نوشته شده در ۱۳۸۸/٥/٢۸ساعت ۳:۳٩ ‎ب.ظ توسط ناهید نظرات () |

توی ساحل روی شنها قایقی به گل نشسته
یکی با چشمون گریون گوشه ای تنها نشسته
نگاه پراضطرابش به افق به بی نهایت
ساکته اما تو قلبش داره یک دنیا شکایت
تو چشاش حلقه ی اشکه توی قلبش غم دنیا
منتظر به راه یاره تا بیاد امروز و فردا
باورش نمیشه عشق و همه دنیاش زیر آبه
تنها مونده توی ساحل زندگی براش عذابه
تنهایی براش عذابه
خاطرات لب دریا دیگه از یادش نمیره
همه دنیاش زیر آب و خودشم به غم اسیره
دست بی رحم زمونه عشقشو برده به دریا
حالا از خودش می پرسه میادش آیا و آیا ؟
عاشقی که تنها باشه توی دنیا نمی مونه
دل عاشقو شکستن شده کار این زمونه
خاطرات لب دریا دیگه از یادش نمیره
همه دنیاش زیر آب و از غم دوریش می میره
هرگز از یادش نمیره از غم دوری می میره

دعا می کنم که هیچ گاه چشمان کهربایی تو را در انحصار اشک نبینم

دلم گرفته ای خدا دنیا برام یه زندونه

ببین تو این دنیای تو کسی با من نمی مونه

می خوام بگم خسته شدم از این همه غریبه ها

چرا نمی شه من بیام پیشه تو ای خدا خدا

به من می گفت دوستم داره اما حالا می گه برو

دیگه حالا تنها شدم دلم گرفته ای خدا

کاشکی می شد بهت بگم که من چقدر دوستش دارم

اما نمی دونم چرا اون دیگه دوستم نداره

می گه که من دوست دارم این کارا واسه خودته

نمی خوام این محبت که با یه دنیا غم باشه

دیشب تا صبح زار می زدم چرا که این طوری شده

حالا می خوام من بمیرم که شاید تورو ببینم

نوشته شده در ۱۳۸۸/٥/٢٠ساعت ٩:٢٤ ‎ق.ظ توسط ناهید نظرات () |

عاشقانه ها

وفانکردی و کردم، جفا ندیدی و دیدم 

شکستی و نشکستم، بریدی و نبریدم 

کی ام؟ شکوفه ی اشکی که در هوای تو هر شب

ز چشم ناله شکفتم ، به روی شکوه دویدم

مرا نصیب غم آمد به شادی همه عالم

چرا که از همه عالم محبت تو گزیدم

نبود از تو گریزی چنین که بار غم دل

زدست شکوه گرفتم ، به دوش ناله کشیدم

به روی بخت ز دیده ،‌ز چهره عمر به گردون

گهی چو اشک نشستم ،‌گهی چو رنگ پریدم

وفا نکردی و کردم ،‌به سر نبردی و بردم

ثبات عهده مرا دیدی ای فروغ امیدم

                         مهرداد اوستا

                        به کوشش: علی ثابت قدم

 عشق چیست؟؟؟؟؟

«عشق» و «محبت» و «هوی» کلماتی هستند که ما در زبان عربی و فارسی برای اشاره به همین چیزی داریم که می‌خواهیم از آن سخن بگوییم. کلمه‌ی «عشق» در قرآن نیامده است، اما «محبت» و «هوی» به کار رفته است. در قرآن کلمه‌ی «محبت» به صورت محمود و کلمه‌ی «هوی» همواره به صورت مذموم به کار رفته است، اما کلمه‌ی «عشق» با اینکه در قرآن نیامده است، در ادبیات عربی و فارسی دارای اهمیت بسیاری است.  در ریشه‌ی زبانهای اروپایی امروز کلمات لاتینی «امور» و «کاریتاس» (amor و caritas) و کلمات یونانی «فیلیا» و «اروس» و «آگاپه» (philia و eros و agape) برای عشق  وجود دارد. «فیلیا» مصداق آن نوع عشقی را به وجود می‌آورد که متضمن دوستی است و «امور» و «اروس» آن نوع عشقی را به وجود می‌آورد که مبتنی بر میل است و «کاریتاس» و «آگاپه» به معنای عشق والا و بی‌خود است.

                        

هر تلاشی برای رسیدن به تعریفی دقیق از «عشق» محکوم به شکست است. ما آن را تجربه می‌کنیم، اما دقیقاً قادر به بیانش نیستیم. چنانکه جلال الدین مولوی می‌گوید:

 

هرچه گویم عشق را شرح و بیان

چون به عشق آیم خجل باشم از آن

گرچه تفسیر زبان روشنگرست

لیک عشق بی‌زبان روشنترست

چون قلم اندر نوشتن می‌شتافت

چون به عشق آمد قلم بر خود شکافت

عقل در شرحش چو خر در گل بخفت

شرح عشق و عاشقی هم عشق گفت

 

 

 

نوشته شده در ۱۳۸۸/٥/۱۱ساعت ۱۱:٢٧ ‎ق.ظ توسط ناهید نظرات () |

تولد، تولد ، تولدم مبارک

از خواهری جونم خیلی خیلی ممنونم چون اولین کسی بود که بهم تبریک گفت ،‌

دوستت دارم ، دوستت دارم  خواهری جونم

از همه دوستای خوبم که بهم تبریک گفتن هم تشکر می کنم

اینم کیک تولدم . به جای همه کیک می خورم

وای خدا اگه این کار انجام بدم بعدش چی به سرم میاد

 

نوشته شده در ۱۳۸۸/٥/۳ساعت ٩:۳٦ ‎ق.ظ توسط ناهید نظرات () |


قالب وبلاگ : قالب وبلاگ