بی تو...

برو بالاتر از اینی که هستی

تو بغض هر دوتامونو شکستی

با چشم تر اگه تو مه بشینی

کسی شاید شبیه من ببینی

حتی اگر تمام شود رویای دوست داشتنت ، هر شب به یاد محبت صادقانه ات لبخندی از شوق بر لب می نشانم ، کاش می دانستی هنوز ..... .

***************************************************************

 کلمات اگر نخواهند غزلها زاده نمی شوند، پس اگر غزلی عاشقانه نمی گویم برای چشمان روشنت مرا متهم به بی مهری مکن ، کلمات  با نقاش ناشی روزگار دست به یکی کرده اند....

***********************************************************

 

 

 

پ.ن1 : وقتی که از خانه ی دلت بیرون می آمدم،قلبم را در کارتنی گذاشتم و درشت روی آن نوشتم :بی احتیاط حمل شود شکسته است

پ.ن ٢ : از همین الان به شدت دلتنگ شبهای عاشقانه ام با خدا روی پشت بوم خونه هستم ، دیگر تابی ندام برای سر دادن رویا هام به آسمون، اگه دلم گرفت چی کار کنم؟

پ.ن 3:

آدمها از یک سنی دوست دارن یه ذره عمیق تر دوست داشته بشن. کمی زیرپوستی تر

نوشته شده در ۱۳۸٩/۸/۱۳ساعت ٢:۳٧ ‎ب.ظ توسط ناهید نظرات () |

مدادرنگی هایت را اگر قرض دهی با سبزش روزهایم را نقاشی می کنم و با قرمزش قلب تپنده ای که پر است از شور زندگی و با زردش خورشید خانم مهربانی که گیسوانش را هر روز برای لبخند من شانه می زند

 

مدادرنگی هایت را اگر قرض دهی این کاغذ بی خط نمی ماند و این روزها حک می شوند بر سپیدی تنش

مداد رنگیهایت را اندکی قرض بده خدایا که زندگی اگر طرحی سپید و سیاه باشد هیچ بنده ای دل نمی بندد و دل نمی بازد

دستانم را ببین ، نگاه انگشتانم مدادرنگی هایت را می خواهد .......

 

 

نوشته شده در ۱۳۸٩/۸/٢ساعت ۱:۱۳ ‎ب.ظ توسط ناهید نظرات () |


قالب وبلاگ : قالب وبلاگ