بی تو...

 زندگی ادامه داره حتی وقتی تو نباشی

اگه آشنابمونی یا مثل غریبه ها شی

حتی وقتی واژه عشق با خیانت هم نفس شه

یااگه تموم دنیا واسه پرامون قفس شه

نه خزون نه بهار انگاری روزگار تو رو ازدل من می رنجوند

دیگه توهرقدم می گذشتی ازم قلبمو می لرزوند

زندگی ادامه داره به جلو قصه تکرار

حتی وقتی نبض ساعت بخوابه رودست دیوار

حتی وقتی شعله عشق تونگاهی بی رمق شه

یااگه دفتر شادی روزی خالی ازورق شه

زندگی ادامه داره خوب وبد سفید ومشکی

تازمانیکه یه لبخندمی شکفه می چکه اشکی

کسی پله های اون روبه عقب برنمی گرده

ولی می تونه ببینه که گذشته ها چه کرده

زندگی ادامه داره با من و تو بی من وتو

این دو روززندگی رو بیا همراه دلم شو

 

به خیالم یه صدایی تو تن کوچه ها پیچید

رقصیدن چه نرم و آروم برگای غمزده ی بید

کوچه ی بن بست تاریک پرآواز و هیاهو

گل شب بو دست و دلباز میریزه عطرشو هرسو

بخیالم پنجره ها واشدن دونه به دونه

کاشکی این حس نفس گیر همیشه باما بمونه

پلی از عاطفه بستن چراغا با ظلمت شب

خنده ها قهرو شکستن اومدن به آشتی رو لب

تو پیاده رو نشستن دلای ساده و یکرنگ

غصه ها رو خالی کردن با یه خنده از دل تنگ

چه شکوهی تو شب ماس گرچه تاریکی نمرده

آدما رو تلخ و خسته سر شب خونه نبرده

میشه زیر نور مهتاب بشینیم شونه به شونه

تا لب غزلخون شهر واسمون آواز بخونه .

نوشته شده در ۱۳۸۸/۱/۱٦ساعت ۱٠:٠۱ ‎ق.ظ توسط ناهید نظرات () |


قالب وبلاگ : قالب وبلاگ