بی تو...

امشب خیالم بارانی است با اشکهایم یاسهای سفید را درو کردم و در دشت باران خورده نگاهم می نشانم امشب که تنهاییم را با ستاره های دل قسمت می کنم خودم را بر دست باد می سپارم و دست در دامن مهتاب می شوم می خواهم رها شوم سبکبال و بی تعلق به پیشواز مردمی بروم  از سرزمین سبز عشق عشق تنها امید

نوشته شده در ۱۳۸٧/۱٢/٤ساعت ٩:۳٧ ‎ق.ظ توسط ناهید نظرات () |


قالب وبلاگ : قالب وبلاگ