بی تو...

دلم گرفته از این روزها،‌ دلم تنگ است

میان ما و رسیدن ،‌هزار فرسنگ است

مرا گشایش چندین دریچه کافی نیست

هزارعرصه برای پریدنم تنگ است

اسیر خاکم و پرواز سرنوشتم بود

فرو پریدن و درخاک بودنم ننگ است

چگونه سر  کند این جا ترانه ی خود را ؟‌

دلی که با تپش عشق او هماهنگ است

هزار چشمه ی فریاد در دلم جوشید

چگونه راه بجوید که رو به رو سنگ است

مرا به زاویه ی باغ عشق مهمان کن

در این هزاره فقط عشق ،‌پاک و بی رنگ است.

سلمان هراتی

 کنار چشمه پنهانی قراری با خدا دارم

دلی شاید برایم کرده باشد روبه راه آن جا

 

نوشته شده در ۱۳۸۸/٧/٢٩ساعت ۱٠:٤٥ ‎ق.ظ توسط ناهید نظرات () |


قالب وبلاگ : قالب وبلاگ