بی تو...

 آواز عاشقانه ي ما در گلو شكست

حق با سكوت بود؛ صدا در گلو شكست

ديگر دلم هواي سرودن نمي كند

تنها بهانه ي دل ما در گلو شكست

سر بسته ماند بغض گره خورده در دلم

آن گريه هاي عقده گشا در گلو شكست

اي داد... كس به داغ دل باغ دل نداد

اي واي ... هاي هاي عزا در گلو شكست

 آن روز هاي خوب كه ديديم ، خواب بود

خوابم پريد و خاطر ه ها در گلو شكست

«بادا» « مبادا»‌گشت و«مبادا» به باد رفت

« آيا» ز ياد رفت و « چرا » در گلو شكست

فرصت گذشت و حرف دلم ناتمام ماند

نفرين و آفرين و دعا در گلوشكست

تا آمدم كه با تو خداحافظي كنم،‌

بغضم امان نداد و خدا... در گلو شكست .

قيصر امين پور

كتاب عاشقانه ها : به كوشش علي ثابت قدم

 

نوشته شده در ۱۳۸۸/۸/۱٠ساعت ۱٠:٥٠ ‎ق.ظ توسط ناهید نظرات () |


قالب وبلاگ : قالب وبلاگ