بی تو...

شاید تنهایی من در ظلمت شب بود که این کلمه بی جان پر از روح را ساخت.

شاید هم گریزی بود بر هزار راز نهان، که بگوید راز تنهایی سکوت را و بگوید چه رازیست در سوت و کور خانه.

آری، حال میدانم سوت و کور یعنی چه؛ یعنی سکوت و تنهایی کنار وحشت یک راز نهان...

بی قرار توام ودر دل تنگم گله هاست
آه بی تاب شدن عادت کم حوصله هاست
مثل عکس رخ مهتاب که افتاده در آب
در دلم هستی وبین من وتو فاصله هاست
آسمان با قفس تنگ چه فرقی دارد
بال وقتی قفس پر زدن چلچله هاست
بی هر لحضه مرا بیم فرو ریختن است
مثل شهری که به روی گسل زلزله هاست
باز می پرسمت از مسئله دوری وعشق
وسکوت تو جواب همه مسئله هاست

                           فاضل نظری

 

نوشته شده در ۱۳۸۸/۱٠/۱٢ساعت ٩:۳٤ ‎ق.ظ توسط ناهید نظرات () |


قالب وبلاگ : قالب وبلاگ