بی تو...

مرا نگاه کن ، شاید زیباترین تصویر دنیا نباشم ، شاید دلتنگ باشم گه گاه و آشفته چون زلف بید مجنون در باد ، شاید تلخ باشم مثل قهوه ی پررنگی که عصرانه ی خستگی هاست، اما نگاهم پر است از شیرینی تو ، تویی که قاب می گیرمت میان این خاکیان و دیوار سپید قلبم را هدیه ات می دهم ، مرا نگاه کن تا همیشه ، از امروز تا به دنیا آمدن هزاران فردا

کاش...

تازه فهمیدم حتی عشق هم ،مثه همه ی چیزای دنیا تاریخ مصرف داره

،وقتی تاریخ مصرفش تمام شد فاسد میشه وآآآآی که چه قدر

دردناکه....خدای عاشق ومهربان من می دونم که داری

منو می بینی بهم کمک کن که هراتفاقی هم که بیفته ازراهت ومسیرت

دورنشم...ازت میخام منوبه حال خودم رها نکنی ودستامو بگیری مثه

همیشه....در اوج ناامیدی هایم،دراشک های گاه وبیگاهم،امیده بودن تو

ژروردگارم لبخند روی لبان بی رمقم می نشاند وجسم نحیفم را به حرکت

وامی دارد چون ایمان دارم که تو فقط توجانشین همه ی نداشتن های

زندگیم هستی...خدای من تنهایم نگذار،تنهاچیزای که ازت میخاهم ...........

 ودیگرهیچ....

نوشته شده در ۱۳۸٩/٧/۱۳ساعت ٢:۱٧ ‎ب.ظ توسط ناهید نظرات () |


قالب وبلاگ : قالب وبلاگ