دیوان اسیر

حسرت

از من رمیده ای و من ساده دل هنوز
بی مهری و جفای تو باور نمی کنم
دل را چنان به مهر تو بستم که بعد از این
دیگر هوای دلبر دیگر نمی کنم

رفتی و با تو رفت مرا شادی و امید
دیگر چگونه عشق تورا آرزو کنم
دیگر چگونه مستی یک بوسه تورا
دراین سکوت تلخ و سیه جستجو کنم

یاد آر آن زن ، آن زن دیوانه را که خفت
یک شب بروی سینه تو مست عشق و ناز
لرزید بر لبان عطش کرده اش هوس
خندید در نگاه گریزنده اش نیاز

لب های تشنه اش به لبت داغ بوسه زد
افسانه های شوق تو را گفت با نگاه
پیچید همچو شاخه پیچک به پیکرت
آن بازوان سوخته در باغ زرد ماه

هر قصه ایی که ز عشق خواندی
به گوش او در دل سپرد و هیچ ز خاطره نبرده است
دردا دگر چه مانده از آن شب ، شب شگفت
آن شاخه خشک گشته و آن باغ مرده است

با آنکه رفته ای و مرا برده ای ز یاد
می خواهمت هنوز و به جان دوست دارمت
ای مرد ای فریب مجسم بیا که باز
بر سینه پر آتش خود می فشارمت

رویاهای شبانه و آرزوهای بیکرانه ی من بودی

نگاه مظلومانه و چشمانه مستت را هیچ وقت فراموش نمیکنم

دل تنگت و بوسه های گرممت را هیچ گاه فراموش نمیکنم

دست کوچک و گرمت آغوش خوش اترو داغت را هیچ گاه از یاد نخواهم برد

نه برای دل تو برای دل خودم برای جسم  روح خودم

با تمام وجود دوستت دارم

/ 21 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محمد دیهیم

سلام خسته نباشی بولاگت حرف نداره معلومه توهم مثل من دلشکسته هستی دلشکسته از عشق چه خوب نوشتی خدا گرفتی عشقمو جواب قلبمو بده به منم سر بزن آخه عشقم تنهام گذاشته الانم تنهام خوشحال میشم بهم سربزنی رفتم مرا ببخش و مگو او وفا نداشت راهی بجز گریز برایم نمانده بود این عشق آتشین پر از درد و بی امید در وادی گناه و جنونم گشانده بود رفتم که داغ بوسه پر حسرت ترا با اشکهای دیده زلب شستشو دهم [گل][گل][گل] [گل][گل] [خداحافظ][گل]

امین آزاد

سلام خیلی قوی مینویسی وقت کردی بهم سربزن

رضا (عشق من شبنم)

رفتنت آغاز ويراني است حرفش را مزن ابتداي يک پريشاني است حرفش را مزن گفته بودي چشم بردارم من از چشمان تو چشم هايم بي تو باراني است حرفش را مزن آرزو دارم که ديگر بر نگردم پيش تو راهمان با اينکه طولاني است حرفش را مزن دوست داري بشکني قلب پريشان مرا دل شکستن کار آساني است حرفش را مزن خورده اي سوگند روزي عهد ما را بشکني اين شکستن نا مسلماني است حرفش را مزن حرف رفتن مي زني وقتي که محتاج توام رفتنت آغاز ويراني است حرفش را مزن [گل]

محمد دیهیم

سلام ممنونم که بهم سر زدی و بازم ممنون مه لینکم کردی من هم با کمال میل لینکت میکنم ناهید خانم بازم منتظرت هستم پس زیاد چشم اتظارم نذار بارخدایا با آن که خوب می دانی هجران معشوق با جان عاشق من چه کرده است اما تو را به اندازره بزرگی داغ هجران بر سینه، شکر می گویم که عشق را آفریدی و بر این بنده کوچکترینت منت عاشق شدن را ارزانی داشتی. یار الها از تو می خواهم که هر چه جز عشق در وجود من است محو گردانی و سراسر وجودم را در آتش عشق بسوزانی. بار خدایا نعمت دیدار یار بس بزرگ است. یک لحظه دیدن تاب زلف یار با هزار هزار بهشت برابری کند. ولی صبر بر هجران نیز به همان اندازه که جانکاه است زیباست. طاقتم ده که این همه زیبایی را درک کنم و دل در آتش سوز یار سوخته نگه دارم. آمین یا رب العالمی [گل][گل][گل] [گل][گل] [خداحافظ]

محمد دیهیم

سلام ممنونم که بهم سر زدی و بازم ممنون که لینکم کردی من هم با کمال میل لینکت میکنم ناهید خانم بازم منتظرت هستم پس زیاد چشم اتظارم نذار بارخدایا با آن که خوب می دانی هجران معشوق با جان عاشق من چه کرده است اما تو را به اندازره بزرگی داغ هجران بر سینه، شکر می گویم که عشق را آفریدی و بر این بنده کوچکترینت منت عاشق شدن را ارزانی داشتی. یار الها از تو می خواهم که هر چه جز عشق در وجود من است محو گردانی و سراسر وجودم را در آتش عشق بسوزانی. بار خدایا نعمت دیدار یار بس بزرگ است. یک لحظه دیدن تاب زلف یار با هزار هزار بهشت برابری کند. ولی صبر بر هجران نیز به همان اندازه که جانکاه است زیباست. طاقتم ده که این همه زیبایی را درک کنم و دل در آتش سوز یار سوخته نگه دارم. آمین یا رب العالمی [گل][گل][گل] [گل][گل] [خداحافظ] [خجالت]

امین آزاد

سلام رفیق آپ هستم وقت کردی یه سربهم بزن

امین آزاد

سلام دوست جون باشمالی ساده آپم وقت کردی یه سربهم بزن

نیاز

سلام عزیزم . ممنون که دعوتمو پذیرفتی . آره عزیزم عشق پاک مقدسه و ابدا خنده دار نیست . منظور من اینه که باید به غم خندید . غمی که ناشی از هر دردی باشه نه تنها عشق . ولی خب چون ما جوونای امروز عمیقترین غم رو ناشی از عشق میدونیم من اینطور مثال زدم خانومی وگرنه عشق مقدسه به شرط اینکه ... شاد باشی و موفق شما لینک شدی گلم . حااااااالا بخند [ابله][دلقک]